پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
بار بگشایید اینجا کربلاست...
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 267
نویسنده : محمدرضا آذری

 

غوغای غم

بار بگشایید اینجا کربلاست

 

آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت

 

به به از این تربت مینو سرشت

ماه اینجا واله و سرگشته است

 

و آن شهاب ثاقب از خود رفته است

اربعین است اربعین کربلاست

 

هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

گویی از آن خیمه های نیم سوز

 

خود صدای العطش آید هنوز

هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است

 

هر چه ریزد اشک در اینجا کم است

باشد از حسرت در اینجا یادها

 

هان به گوش دل شنو فریادها

تا قیامت کربلا ماتم سراست

حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست

 

حبیب اللّه چایچیان (حسان)




درسی از مکتب عاشورا
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 264
نویسنده : محمدرضا آذری

جوانان در مکتب امام عاشقان                                                                                                                  

در ماه محرم و در ایام عزاداری سالار شهیدان، چه بهتر که نسل جوان با دو وظیفه خود بیشتر و گسترده تر آشنا شود: از یک ‌سو عزاداری و بر پا کردن مجالس حسینی، که به فرموده رهبر کبیر انقلاب «اگر چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسئله چه هست و این عزاداری برای چه هست و این گریه برای چه این قدر ارج پیدا کرده و اجر پیش خدا دارد، آن‌وقت ما را ملت گریه نمی‌گویند؛ ما را ملت حماسه می خوانند».[1] امام خمینی (ره) در وصیت نامه الهی- سیاسی خود، باز هم بر لزوم آشنایی با نتایج این برنامه تأکید کرده است: «همه باید بدانیم که آنچه موجب وحدت بین مسلمین است، ... مراسم عزاداری ائمه اطهار و به ویژه سید مظلومان و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) است».[2]

از سوی دیگر، نسل جوان در مکتب حسینی به فراگیری می پردازد و می آموزد که راه امام حسین(ع)، راه آزادگی و عزت است. راه نور در برابر ظلمت. معرفت در برابر جهالت. فضیلت در برابر رذیلت. خدمت در برابر خیانت. هدایت در برابر ضلالت و سعادت در برابر شقاوت.

پیمودن این راه، دومین وظیفه ای است که دانش‌آموختگان مدرسه احیای اسلامِ ناب محمدی و پیروان مکتب پاک علوی، آن را بر عهده خویش احساس می کنند.




چهل منزل گذشت...
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 265
نویسنده : محمدرضا آذری
در غروب عطش آلود، وقتی برق شقاوت خنجری آبگون بر حنجره آخرین شهید نشست. وقتی صدای شکستن استخوان در گوش سم‏ها پیچید و آنگاه که خیمه‏ها در رقص شعله‏ها گم شدند،

جلادان همه چیز را تمام شده انگاشتند. هشتاد و چهار کودک و زن، در ازدحام نیزه و شمشیر، از ساحل گودالی که همه هستی‏شان را در آغوش گرفته بود گذشتند. تازیانه در پی تازیانه، تحقیر و توهین و قاه‏قاهی که با آه آه کودکان گره می‏خورد، گستره میدان شعله‏ور را می‏پوشاند.

دشمن به جشن و سرور ایستاده است و نوازندگان، دست افشان و پایکوبان، در کوچه‏های آراسته، به انتظار کاروانی هستند که با هفتاد و دو داغ، با هفتاد و دو پرچم، با شکسته‏ترین دل و تاول‏زده‏ترین پا، به ضیافت تمسخر و طعنه و خاکستر و خنده آمده است.

زنان با تمامی زیورآلاتشان به تماشا آمده‏اند. همه را اندیشه این است که با فرو نشستن سرها بر نیزه، همه سرها فرو شکسته است.

اما خروش رعدگونه زینب‏علیها السلام، آذرخش خشم سجادعلیه السلام و زمزمه حسین‏علیه السلام بر نیزه، همه چیز را شکست. شهر یکپارچه ضجه و اشک و ناله شد و باران کلام زینب جان‏ها را شست و آفتاب را از پس غبارها و پرده‏ها به میهمانی چشم‏های بسته آورد.

چهل روز گذشت. حقیقت، عریان‏تر و زلال‏تر از همیشه از افق خون سربرآورد. کربلا به بلوغ خویش رسید و جوشش خون شهید، خاشاک ستم را به بازی گرفت. خونی که آن روز در غریبانه‏ترین غروب، در گمنام‏ترین زمین، در عطشناک‏ترین لحظه بر خاک چکه کرد، در آوندهای زمین جاری شد و رگ‏های خاک را به جنبش و جوشش و رویش خواند. چهل روز آسمان در سوگ قربانیان کربلا گریست و هستی، داغدار مظلومیت‏حسین‏علیه السلام شد. چهل روز، ضرورت همیشه بلوغ است، مرز رسیدن به تکامل است و مگر ما سرما و گرما را به «چله‏» نمی‏شناسیم و مگر میعادگاه موسی در خلوت طور، با چهل روز به کمال نرسید.

اینک، چهل روز است که هر سبزه می‏روید، هر گل می‏شکفد، هر چشمه می‏جوشد و حتی خورشید در طلوع و غروب، سوگوار مظلوم قربانگاه عشق است. چهل روز است که انقلاب از زیر خاکستر قلب‏ها شراره می‏زند. آنان که رنج پیمان‏شکنی بر جانشان پنجه می‏کشید و همه آنان که شاهد مظلومیت کاروان تازیانه و اشک و اندوه بودند و همه آنان که وقتی به کربلا رسیدند که تنها غبار صحنه جنگ و بوی خون تازه و دود خیمه‏های نیم سوخته را دیدند، اینک برآشفته‏اند، بر خویش شوریده‏اند. شلاق اعتراض بر قلب خویش می‏کوبند و اسب جهاد زین می‏کنند. چهل روز است که یزید جز رسوایی ندیده و جز پتک استخوان کوب، فریادی نشنیده، چهل روز است استبداد بر خود می‏پیچد و حق در سیمای کودکانی داغدار و دیدگانی اشکبار و زنانی سوگوار رخ نموده است. اینک، هنگامه بلوغ ایثار است. هنگامه برداشتن بذری است که در تفتیده‏ترین روز در صحرای طف در خاک حاصلخیز قتلگاه افشانده شد.

اربعین است. کاروان به مقصد رسیده است. تیر عشق کارگر افتاده و قلب سیاهی چاک خورده است. آفتاب از پس ابر شایعه و دروغ و فریب سر برآورده و پشت پلک‏های بسته را می‏کوبد و دروازه دیدگان را به گشودن می‏خواند. اربعین است. هنگامه کمال خون، باروری عشق و ایثار، فصل درویدن، چیدن و دوباره روییدن. هنگامه میثاق است و دوباره پیمان بستن. و کدامین دست محبت‏آمیز است تا دستی را که چهل روز از گودال، به امید فشردن دستی همراه، برآمده، بفشارد؟ کدامین سر سودای همراهی این سر بریده را دارد و کدامین همت، ذوالجناح بی‏سوار را زین خواهد کرد؟

اربعین است. عشق با تمام قامت‏بر قله «گودال‏» ایستاده است! دو دستی که در ساحل علقمه کاشته شد، بلند و استوار چونان نخل‏های بارور، سربرآورده و حنجره‏ای کوچک که به وسعت تمامی مظلومیت فریاد می‏کشید، آسمان در آسمان به جست‏وجوی همصدا و همنوا سیر می‏کند. راستی، کدامین یاوری به «همنوایی‏» و همراهی برمی‏خیزد؟

مگر هر روز عاشورا و همه خاک، کربلا نیست؟ بیایید همواره همراه کربلاییان گام برداریم تا حسینی بمانیم.

نويسنده: اکبر خلیل پور




تابلوهای انقلاب
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 261
نویسنده : محمدرضا آذری

بر روی تابلو های انقلاب نوشته شده: 

جاده لغزنده است

دشمنان مشغول کارند

با احتیاط برانید

با دنده لج حرکت نکنید

سبقت ممنوع

دیر رسیدن به پست و مقام بهتر از هرگز نرسیدن به امام است

حداکثر سرعت بیش از ولایت فقیه نباشد

اگر پشتیبان ولایت نیستید لا اقل کمربند دشمن را نبندید

با وضو وارد شوید

این جاده مطهر به خون شهدا است...

{ سلامتی آقا امام زمان و شادی روح امام راحل و شهدا و رهبر عزیزمان صلوات}




چه معنایی دارد؟
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 252
نویسنده : محمدرضا آذری

به نظر شما این جمله چه معنی می دهد؟

 

چقدرعبادتهامون يك دست بوده...؟

كي قراره سيل بياد...؟

 

در قسمت   نظر    پاسخ دهید...




مرگ نزدیک است...
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 302
نویسنده : محمدرضا آذری
حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه
گفت: پدر يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتني ام!
گفتم: يعني چي؟
گفت: دارم ميميرم
گفتم: دکتر ديگه اي رفتی، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاري نميشه کرد.
گفتم:خدا کريمه، انشاالله که بهت سلامتي ميده
با تعجب نگاه کردو گفت: اگه من بميرم یعنی خدا کريم نيست؟
فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گل ماليد سرش
گفتم: راست ميگي، حالا سوالت چيه؟
گفت: من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم
کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن
تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم
خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت
خيلي مهربون شدم، ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد
با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن
آخه من رفتني ام و اونا انگار موندنی
سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم
بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم
ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم
گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم
مثل پير مردا برای همه جوونا آرزوي خوشبختي ميکردم
الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد و مهربون شدم
حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن منو قبول ميکنه؟
گفتم: بله، اونجور که میدونم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه
آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر، وقتی داشت ميرفت گفتم: راستي نگفتي چقدر وقت داري؟
گفت: معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز!!!
يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بيماريت چيه؟
گفت: بيمار نيستم!
گفتم: پس چي؟
گفت: فهميدم مردنيم، رفتم دکتر گفتم ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن نه. پرسیدم خارج چي؟ و باز جواب دادند نه! 
خلاصه پدر ما رفتني هستيم وقتش فرقي داره مگه؟ 
باز خنديد و رفت و دل منو با خودش برد...


دوستان من هم رفتنی ام مرا ببخشید از صمیم قلب

خوب است هرچند وقت با خودمان حساب و کتاب کنیم....




آثار ونتایج بصیرت و بی بصیرتی
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 233
نویسنده : محمدرضا آذری

1 ـ ‌تغییردر ‌رفتارها به‌سمت بهبود وضعیت

. نتیجه تغییر از روي بصیرت، بهبود وضع جامعه

. تغییر نگاه به عامل پول، سلاح و تبلیغات

. انقلاب اسلامی مهمترین عامل تغییر رفتارها به سمت بهبود

2 ـ خوش بینی و امید به آینده

. نگاه با بصیرت به آینده تؤام با امید است

. بدبینی نسبت به آیندۀ خود، هیچ فایده ای ندارد

3 ـ تشخیص دوست از دشمن

. گاه، دشمن همان کاری را میکند که دوست انجام میدهد

. ایمان بدون بصیرت مشخصۀ منافقان

. دشمن دائماً روشهای خود را تغییر میدهد

. نیاز مادی گاهي مانع بصیرت در شناخت دشمن است

. ضرورت شناختِ مفهوم استکبار و اهداف و مقاصد آن

4 ـ تداوم فرهنگ مقاومت و بیداری

. مقاومت و بیداری یعنی حضور در صحنه های انقلاب

. مقاومت و بیداری بزرگترین بازدارنده در مقابل تهاجم دشمن

. ایمان شرط تداوم مقاومت و بیداری

. وحدت نتیجه مقاومت و بیداری

5 ـ دقت در انتخابها و گزینشها

. ایمان، عزم و اراده قوی شرط انتخاب

. گزینش در تمام سطوح باید مبتنی بر بصیرت باشد

6 ـ تشکیل و تداوم بسیج نتیجۀ‌ بصیرت

. تشخیصِ نیاز به حرکت عمومی توأم با ایمان و خلوص، علت ایجاد بسیج

. نور بصیرت معنوی مشخصۀ بسیج

. پاسداری از هویت ملی و دینی نتیجه تشکیل بسیج

. حضور در صحنه و دفع دشمن ملاک حرکت بسیج در جنگ و صلح

7 ـ ولایت مداری قلّۀ بصیرت سیاسی

. وفاداری به ولایت، میوه بصیرت

. پیروی و اطاعت از ولایت با تمام جان و مال

8 ـ تشخیص صف ایمان از صف کفر

. فریب نتیجه عدم تشخیص ایمان از کفر

. اهل نفاق در روشن شدن صف بندیها مشخص میگردند

. فتنه، نتیجه روشن نبودن صفوف

. تشخیص جایگاه خود در بین صفوف

 

پیامدهای عدم بصیرت

1 ـ شک

. شک مقدمه فتنه

. شک، عامل خالی کردن میدان است

. عدم تمسک به ولایت، مدخل شک است

. صراحت در تبیین خطوط، شک را از بین می برد

2 ـ ایجاد شبهه

. شبهه ترفند دشمن

. شبهه عامل بازگشت از افتخارات گذشته

. استدلال قوی، شبهات را از بین می برد

3 ـ تفرقه و چند دستگی

. وحدت در سایه صبر و بصیرت شکل می گیرد

. وحدت از روی بصیرت، نگاه به تأثیر اتحاد ما در جهان

4 ـ دچار بلاهای دشمنان شدن

. کمین دشمن را باید شناخت

. پول و تبلیغات ابزار فریب دشمن

5 ـ انحراف از مسیر حق

. شناخت راه و علائم، گریز از انحراف

. انحراف در شعارها اولین مرحلة انحراف

. انحراف یعنی تغییر ارزشها به ضد ارزشها

6 ـ ناخواسته کمک به دشمن کردن

. حرکت در مسیری که به فتنه دامن زده نشود

. کمک نکردن به دشمن در گسترش شایعات و دروغ پراکنی




سخنی از بزرگان
نوشته شده در 13 دی 1391
بازدید : 280
نویسنده : محمدرضا آذری

 خصلت های نیکوی امت اسلام

روزی شیطان در گوشه ی مسجد الحرام ایستاده بود. حضرت رسول اکرم (ص) هم سرگرم طواف خانه ی کعبه بود. وقتی که حضرت از طواف فارغ شد ابلیس را دید که ضعیف و نزار و رنگ پریده در کناری ایستاده است. فرمود: ای ملعون! تو را چه می شود که....

 

در ادامه بخوانید...




بازدید : 282
نویسنده : محمدرضا آذری

 
اراده ها
 
جوانانی بخوانند که فکر می کنند همه چیز آن طرف مرزهای ایران رنگ و بوی دیگری دارد.

جوانانی بخوانند که به آنها گفته شده به علت وجود سیستم ناکارآمد در کشور امکان رشد و پیشرفتشان در ایران وجود ندارد

جوانانی بخوانند که....

 

در ادامه بخوانید...




بازدید : 512
نویسنده : محمدرضا آذری

شیخ حسن الله یاری کیست؟شیخ حسن الله یاری روحانی شیعه ی افغانی است که در شبکه ای ماهواره ای صحبت میکند و در روز تقریبا ۴ ساعت پخش زنده دارد…

موضوع اصلی صحبتهایش اثبات ولایت امیرالمومنین(ع) و غصب خلافت توسط خلفای راشدین است!

ایشان بر کتب اهل سنت تسلط بسیار زیادی دارد و برای اثبات ولایت علی(ع) از کتب خود اهل سنت استفاده میکند و با یک سرچ ساده در یوتیوب یا گوگل انبوه مناظرات ایشان با مولویها و دفاع ایشان از مکتب تشیع را می بینید

از طرف دیگر مستحضر مسایل سیاسی دیگری هستید:

اتحاد شیعه و سنی، بحث انقلابهای منطقه، بحث بیداری اسلامی، و سوء استفاده ی غرب از هر فرصتی برای ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی در جهت ایجاد آشوب در کشور تاثیر گذاری مثل ایران و کشوری مثل افغانستان که باتلاق آمریکا شده، در همسایگی ایران است و فرو رفتن در باتلاق این کشور را قبلا شوروی سابق تجربه کرده است(خروج نیروهای شوروی سابق از افغانستان که مصداق بارز و لله جنود السماوات والارض است)

خب. تا اینجای کار بسیار عالی است اما مشکل اساسا از بینش سیاسی این طلبه است و نگاه غلطی که از تشیع در مناسبات سیاسی دارد…

برای خلاصه تر شدن مطلب و ادای حق مطلب عناوینی را تیتر وار ذکر میکنم. یقینا در صورتی که خود شما هم شنونده ی این کانال باشید به زودی زود این قبیل حرکات و سخنها را خواهید شنید:

۱- ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی(مخالف مباحثه ی علما نیستم اما الله یاری واقعا تفرقه انداز است و مدام به اهل سنت عزیز توهین میکند)

۲- تایید شعار نه غزه نه لینان با این بهانه که اول بقیع را آزاد کنیم غزه برای بعد(رسول الله فرمود اگر مسلمانی در یک طرف سرزمینهای اسلامی شب گرسنه بخوابد مسلمانی که در طرف دیگر سرزمینهای اسلامی سیر میخوابد مسئول است…)

۳- ایجاد فاصله بین شیعیان و مرجعیت معظم شیعه(الله یاری اساسا مراجع را عادل نمی داند به کرات به حضرت امام خمینی توهین کرده و نعوذ بالله به حضرت آقا اهانتی میکند که قلمم خجالت دارد از نگاشتنش. الله یاری حتی آیت الله العظمی مکارم را عادل نمیداند و بدتر از آن حتی حضرت آیت الله بهجت را هم!!!)

۴- کوبیدن دولت ایران و پایین آوردن جمهوری اسلامی از حامی مستضعفان و شیعیان جهان به دشمن اهل بیت!!

۵- اخیرا هم که میگفت مراجع قم به دنبال ریاست و قدرتند و هوای نفس آنها را گرفته و امام زمان عده ی زیادی از اینها را نعوذ بالله میکشد!!!

۶- مقایسه ی حکومت خمینی کبیر با حکومت عباسیان

۷- دفاع از آمریکا به بهانه ی آزادی بیان در آن کشور(لازم به ذکر است آقای الله یاری ساکن آمریکاست. جالب است بدانید در آمریکا قانونی برای شبکه های ماهواره ای وجود دارد با این مضمون که اگر شبکه ای کوچکترین توهینی به مقدسات یک فرقه ی مذهبی یا فکری یا اجتماعی بکند آن شبکه تعطیل میشود و مجوز روی آنتن رفتنش باطل. حال این سوال برای خود من پیش می آید که چرا شبکه ی موسوم به اهل بیت که تماما توهین است بسته نمیشود؟ جز مخالفت این شبکه با دولت جمهوری اسلامی و ایجاد اختلاف بین فرق اسلامی علتی دارد؟)

اصلا یک سوالی مثل خوره افتاده به جانم

خود الله یاری مقلد کیست؟ مراجع عظام ما را که قبول ندارد آیت الله محقق کابلی هم از ایشان برائت جسته خودش هم که میگوید مرجع تقلید نیست

اصلا تا آنجا که من میدانم تمام مراجع توهین به صحابه را حرام اعلام کردند و پایکوبی در سالروز فوت صحابه را نیز حرام. حتی خوب است برادران اهل تسنن بدانند موضع ما در قبال افرادی مثل عایشه تفاوت دارد با موضعمان در قبال عمر و ابوبکر

عایشه هرچند خطاکار است و با علی به جنگ برخاست اما ام المومنین است و شیعه به او احترام بیشتری قائل است تا عمر اما الله یاری …. متاسفم

۸- اعتقاد بر عدم ایجاد شرایط ظهور!!! (الله یاری معتقد است باید بنشینی و سکوت کنی تا امام زمان و منجی کل خودش بیاید)

۹- اعتقاد به تعطیلی امور واجب در عصر غیبت مثل جهاد در راه خدا!!!!

۱۰- هیچ تلاشی برای ظهور جایز نیست!!!!

۱۱- چند شب پیش فردی ایرانی تماس گرفت(از افغانستان و اروپا و حتی بحرین هم تماس میگیرند) و اعتراض کرد به موضع شیخ حسن الله یاری در قبال مسئله ی انتظار. الله یاری شروع کرد به توجیه و پس از بالاگرفتن بحث گفت: اصل انقلاب شما از اساس باطل بوده ۸ سال جنگتون هم باطل بوده کفر شما جماعت انقلابی بر من مبرهن است و تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور ممکن نیست و مغایر با شرع است

۱۲- لااقل ما که ایرانیم اما آقای الله یاری ارتش آمریکا هر روز به نوامیس ملت بزرگ افغانستان جسارت میکند و هر روز برادران هم کیش و هم وطنت را میکشد. دست مریزا خوش غیرت!

۱۳- به شخصه دین خمینی کبیر را ترجیح میدهم به اسلام آمریکایی و مسخ شده و استکبار دوست الله یاری حتی اگر جایم اسفل السافلین باشد

از امام جعفر صادق روایت است که در آخر الزمان آنقدر فرق فکری و سیاسی و اجتماعی ضاله پیدا میشود که حد ندارد و وای بر مردم آخر الزمان از دست این همه راه غلط. در ادامه ی روایت دارد که حضرت فرمود اما راه ما اهل بیت همچون باریکه ی نوری مشخص است

خدا همه ی ما را حفظ کند

لازم میدانم درد دلی هم بکنم

عده ای الله یاری را تا مرجعیت بالا می برند و تا میتوانند به به و چه چهش میکنند و عده ای میگویند دجال است و شیطان و مهره ی آمریکا و با حمایت غرب ماهواره تشکیل داده و ….

از دو طرف دلخوربم مخصوصا از دسته ی دوم چرا که دسته ی اول جاهل است اما دسته دوم که قشر حزب اللهی نا آگاه است و به اشتباه قلم و تریبون به دست آنها افتاده و توهم توطئه از نوع دو آتشه اش آنها را گرفته و …

زمانی که امثال آیت الله زنجانی و آیت الله قزوینی که کارشان مناظره است و اساسا تمام کتب شیعه و سنی را حفظند تکریم نمی کنیم و بزرگ نمیکنیم یک جوجه طلبه اینطوری تریبون را در دست میگیرد و همه فکر میکنند تنها اوست که این تبحر را دارد و فقط او از شیعه حمایت میکند و شیفته اش می شوند

در آخر باز هم میگویم مناظرات الله یاری با مولوی های اهل سنت و محکوم کردن آنها را که می بینم لذت میبرم اما اصلا توهین به خلفای راشدین را نمی پسندم چه برسد توهین به قشر انقلابی و سید ما امام خامنه ای…




تعداد صفحات : 19